ميرزا حسن حسينى فسايى
556
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
مياب و كوپكان « 1 » كه مسكن قديمى آن حضرت است متوجه مشهد گرديد و چون حضرت - شاهنشاهى را از مبادى عمر تعلقى تمام به كلات بود و به خيال آنكه آخر عمر را در آنجا بسر - برد ، حكم كرده بود كه استحكامات آن را تعمير نمايند و خانه براى مقام خود در آن بسازند و آبانبارها بنا كنند و فرمان داد تا جميع خزائن را بدانجا برند و كلات يك درجه آسمانى شمالى مشهد مقدس در راه مرو شاهجهان ، در جائى واقع است كه آن را اژدركوه « 2 » گويند و اطراف آن همه كوهستان ، است و در اواخر ماه شوال « 3 » اين سال [ 1153 ] : شاهنشاه جهانپناه ، وارد ارض اقدس شده ، شرفاندوز آستان مقدس گرديد و مدت دو ماه توقف نمود و در زمان قليل « 4 » پنج پادشاه را مغلوب و مقهور داشت مانند اشرف شاه افغان پادشاه ايران و امير حسين افغان پادشاه افغانستان و محمد ، پادشاه هندوستان و ابو الفيض خان پادشاه تركستان و ايلبارس پادشاه خوارزم . و ممالك ايران را از دست دشمنان مختلف خلاص نمود . و حدود ملك او از جانب [ شمال ] « 5 » تا رود جيحون و از اطراف ديگر « 6 » تا آباتك رفته بود و رعاياى ايران منتظر بودند كه عسكر رومى را از سواحل دجله بغداد و شط فرات دور كند اما حضرت شاهنشاهى براى رعايت نام و ننگ ابتدا به انتقام خون برادر خود ابراهيم خان - ظهير الدوله كه در جنگ با طايفهء لكزيه « 7 » داغستان كشته شده بود ، پرداخت . و روز بيست و ششم ماه ذى الحجه اين سال رايات فيروزى آيات از ارض اقدس برافراشت و از راه خبوشان و استراباد و مازندران ، عازم مقصد گرديد « 8 » . و عيد نوروز سنه تخاقوىئيل در سيم ماه محرم سال 1154 اتفاق افتاد « 9 » و موكب و الا حركت نموده ، از استراباد و اشرف البلاد مازندران گذشته و از سوانح اتفاقيه « 10 » ، آنكه چون ولايات مازندران تمام جنگل و بيشه است و در زمان سلاطين صفويه جنگل را تراشيده ، خيابانى احداث كرده كه راه منحصر به آن است و حضرت شاهنشاهى هرگاه روز جنگ و كارزار نبود با حرم محترم و خواجهسرايان طى منازل مىنمود ، در نواحى سواد كوه از پل سفيد گذشته ميانه
--> ( 1 ) . در متن : ( كوبكاب ) با توجه به جهانگشاى نادرى ، ص 360 ، تصحيح شد . كوپكان يا كوبكان كه در بعضى نسخههاى جهانگشاى نادرى ، ص 508 : ( كوبكاب ) هم آمده است دهى است از دهستان ميانكوه دره گز . ( 2 ) . مؤلف اين قسمت را از تاريخ ايران ، ملكم خان ، ج 2 ، ص 34 ، برداشته است كه آن نيز ماخوذ از گفتار كينز - صاحب است . ( 3 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 360 . ( 4 ) . در تاريخ ايران ، ملكم ، ج 2 ، ص 34 : ( پنج سال ) . ( 5 ) . در متن نيست با توجه به تاريخ ايران ، ملكم ، ج 2 ، ص 34 كه مؤلف اين قسمت را از آنجا نقل كرده است كامل شد . ( 6 ) . از جانب مشرق . ( تاريخ ايران ، ملكم ، ج 2 ، ص 34 ) . ( 7 ) . در تاريخ ايران ، ملكم ، ج 2 ، ص 34 : ( لزگى ) ، و جهانگشاى نادرى ، ص 362 . ( 8 ) . جهانگشاى نادرى ، ص 362 و 363 . ( 9 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 363 . ( 10 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 366 .